تبليغاتX
::. کلبه خاطرات .::

 

 

: منوي اصلي

 

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ

 

:  تکه نوشته هاي پيشين 

 

دی 1385
اردیبهشت 1385
بهمن 1384
دی 1384

 

: پيوندها

 

بهار...بهاری باش
  عادله....یاس من
  فالحافظ
  ژیلا...گل شب بو
  کاکتوس
  گل من بمان
  به ما میگن دیوونه..!؟
  بهاره...من دیگر خودم نیستم
  رکسانا..مشق عشق
  تینا...هلو
  دیانا...فقط خودم و خودم
  مریم..سهم من از بوسه باد
  فرزانه...پیله های پرواز
  نیلوفر های آبی
  رها...خانه ی کاغذی من
  المیرا...زندگی را ببوس
  داستانک
  ساقی
 

 

: موسيقي

 


 

:ساعت

 

 

:لوگوی وبلاگ

 

ثبت لحظات زندگی

 

 
 
تولد خزونه

به نام معبود پاييز

خزونه خواست اين بار بدون بهونه بنويسم، من هم نوشتم

                                                   بي بهونه سلام...

 

2 تا خبر دارم براتون

                          1)خزونه يك ساله شد

                          2)و من عضو جديد اين كلبه،ارادتمند شما: رقص باد

برگ و باد هم از اين دور نزديك به همتون سلام رسوند .خودش به دليل اينكه سرش شلوغ بود نتونست آپ كنه واز من خواست تا ازتون عذر خواهي كنم

 

                                  ((پرنده هاي قفسي))

مگه مي شه

            يه پرنده

                    عادت كنه به تنها يي

                   عادت كنه به بي كسي

                    كز بكنه   كنج   قفس

                                            زندگيش و بي همنفس

                                           فكر نكنه  به  پر  زدن

                                          اين وراون ور سر زدن

پرنده ها

        خوب مي دونن سفر چيه

        با اين كه هستن  تو  قفس

        هميشه  تنها  و بي  كس

 

پرنده قصهً ما

              دلش  گرفته  از  قفس

جاي قفس

             يه دنيا آسمون مي خواد

             پرنده همزبون مي خواد

 

دروغ مي گه

           اون كه مي گه

                         پرنده هاي قفسي عادت دارن به بي كسي............

                                                                                      (رضا قنبري)

 

| $| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
بازگشت خزان

سلام دوستان م

خوبین ؟

خوب بعد از این همه مدت من برگشتم و می خوام ادامه بدم

ممنون از تک تک شما دوستان عزیز که در نبود من باز به وبلاگ خودتون

یعنی خزونه سر زدین . کامنت گذاشتین . و حال منو پرسیدین

من هم در مقابل می خوام مطالبی رو بذارم که لیاقت خوندن رو داشته باشه

اینطوری می شه گفت جزئی از محبت شما دوستان رو جبران کردم

 

البته این روزها بدجور حالم گرفته ست

نمی گم چرا ولی یه شعری رو براتون می ذارم که از درون من حکایت می کنه

 

در بهار زندگی احساس پیری می کنم

با همه آزادگی فکر اسیری می کنم

بس که بد دیدم ز یاران به ضاهر خوب خود

بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم

 

در به رویم بسته ام    از این و از آن خسته ام

من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام

ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من

بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام

 

شمع بودم ذره ذره آب گشتم تا به کی

راه پر خاشاک را آرام رفتن تا به کی

| $| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
Happy valentine

 Happy valentine day to every body that Know one BODY loVe HE or She

rooze eshgh be har kasi ke midoone ye nafar doosesh dare mobarak!

| $| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
(من ودریا)

 

برلب دریای عشق تو ساعتها بی حرکت ومانند جسمی بی جان نشسته بودم،

به آن امواج پرتلاطم وپرحرکت نگاه میکردم.

فریاد زدم:ای دریا! توهم مانند من بیقراری؟ آیاتوهم مانند من عاشقی ودرپی

معشوق خود میگردی؟

ای امواج! من هم مانند شمادرپی جان ازدست رفته ام همچون شماسرگردانم.

ای دریا! خوشابه حالت که باصدای امواجت به اومیفهمانی که عاشقی...

وباریختن آب برساحلت، دوست داشتنت رابه اومیگویی... ولی افسوس که او

اشک چشمان مرا ندیده ونمیداند که چقدردوستش دارم.

دوستانم سلام!

سلامی که ازاعماق جانم فرا می رسد.

عزیزانم!

انشالله که همیشه سربلند وسرافراز ازقله ی سعادت صعود کنید...

البته درحالی که باعشق زندگی کنید.

| $| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
فاتح قلب ها

سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم

میخواستم آپ کنم ولی مطلب خاصی به ذهنم خطور نکرد

برای همین گفتم این دو جمله کوتاه رو بذارم

امیدوارم خوشتون بیاد

 

فاتح قلب ها می شوی

و آنگاه که طبق محاسباتت،

عاشق تر از شما بر زمین وجود ندارد...

به بهانه مهربانیت، تورا رها خواهند کرد!

این هم یکی از سیاه چاله های تستی،

در مبحث نا معادلات عاشقانه است!!!

 

آتشی روشن کرده ام

و عهد بسته ام

تا خاموش شدنش

برایت دعا بخوانم.

تمام کارهایت رو به راه خواهد شد،

چرا که من...

هیزمی دیگر در شومینه انداخته ام!!!
| $| نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
قافله عمر

روزها یکی پس از دیگری می گذرند و این منم که قافله عمر را از

گذرگاه خیال عبور داده و دفتر خاطرات ذهن را ورق می زنم و گاه

اشگ در چشمانم حلقه می زند و گاه لبریز از شوق می گردم.

زندگی آمیزه ای است از تلخ و شیرین تا ندانی شوری چیست و تا زخم

روزگار را روی بدن و اندیشه ات حس نکنی هرگز شیرینی موفقیت

را درک نخواهی کرد.

موفقیت یعنی جهش و جهش زمانی است که تو از حــــــضیض به

 اوج می رسی و این لحظه ای است که درد را با آغوش باز حس

کرده ای و حال مفهوم حلاوت را درک می کنی.

هر بهار را خزانی و هر خزانی را بهاری است و بهار بی معنا می بود اگر

خزانی وجود نمی داشت.

آری زندگی همچون فصول سال است، هر فصل رنگی تازه به خود

می گیرد و هر فصل زیبایی خاص خود را دارد و این منم که غم های

زندگی ام را هم دوست دارم و وقتی خاطرات گذشته را مرور می کنم

سختی هایش را بار دیگر در می نوردم و خودم را می بینم که کوه

مشکلات را پشت سر نهاده ام. شوقی مضاعف در وجودم حس می کنم

 و می پذیرم که زندگی با غم و اندوهش باز هم زیباست.

 

آری.... آری زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بیفروزیش

رقص شعله ها در هر کران پیداست

و رنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
| $| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
سکوت عشق

من سکوت را دوست دارم

به خاطر ابَهت بی پایانش

 

فردا را دوست میدارم

به خاطـر غلبه اش بر فکر کجمدار

 

زمــــــتستان را می پـرستم

به خاطر عدم احتیاج، عدم اعتنایش به بهار

 

آفتاب را دوست دارم

به خاطر وسعت روحش که شب ناپدید می شود تا ما ه فراموش کند

که حقیقت تلخی را که از او نور می گیرد ...

 

زندگی ایده آل من است و من آن را تقدیمش می کنم ... به خاطر اینکه

هزار بار نابودش می کنند امَا هر گز نمی میرد

 

عاشقان پاک را دوست دارم

به خاطر اینکه عشق پاک را بر هوا و هوس ترجیح می دهند...

 

دوست دارم آنهایی را که کلمه ی عشق برای آنها مبهم و پوچ نیست...

و به تو عشق می ورزم

زیرا با تمام وجود دوستت دارم.

 

در حال استفاده از این نسیم و سکوت بودم، می دانید نام این سکوت را

چه گذاشته ام .؟

نامش را سکوت عشق گذاشته ام و این سکوت را دوست دارم بخاطر

ابَهت بی پایانش و پاسش می دارم.

| $| نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
فرشته مهربان

بیا لبخند بزنیم

بدون انتظار پاسخی از دنیــــــا.

و بدان که روزی آن قدر شرمنده می شود.

که به جای پاسخ لبخند، به تمام سازهایمان می رقصد

باور کـن !!!

 

من از تمامیت اراضی یک عشق سخن می گفتم،

بر فراز ویرانه های قلبم.

ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمانت!

و چه کودکانه دروغ می گفتم،

که شهر در امن و امان است!!!

| $| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
(آموزش)

من نوشتن رابه تویاد دادم، وتونوشتی که من خائن هستم...

به توصداقت وراستی رایاد دادم، ولی تو دروغگوازآب درآمدی...

به تووفاراآموختم، ولی توبه من خیانت کردی...

وحتی درتنهائیم درخانه ام را نزدی..!

چیزی ندارم بگویم به جزاینکه: درهرکجاکه باشی، خداپشت وپناهت باشد.

من عاشقم! اماعشق من، نسبت به تو...یک چیزبالاترازعشق...میشه گفت..نوعی جنون..!

اماازاحساس تونسبت به من،بی خبرم ونمیدانم...آیامی فهمی..؟

حرف زدن باسکوت یعنی چه؟

خاطرات پوسیده یعنی چه؟

سوختن درباغ جوانی یعنی چه؟

سوزاندن آرزوهایعنی چه؟

مرگ رااحساس کردن وخاک کردن خاطره هایعنی چه؟

| $| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 
(تنهایی)

دلم دریای غم بود وآسمان سینه ام ابری، چشمان اندوهبارم درانتظارجرقه ای

بود تانعمتش رابرکویرسوزان سینه ام ارزانی داشته، فضای دل را صفا دهد.

زبانم گفتنی ها داشت ولی چنان درکام فرورفته بود که گویی ازازل بی صدابود...

سینه ام مدفن اسراربود وغرورم مانع ازپرده دری می شد،

قلب کوچکم مالامال غم بود وهمدمی نمی یافت تااورادرحمل بارسنگینش یاری دهد،

بسان شمعی بی صدا می سوختم...

وقتی تورا دیدم، طلسم خاموشی درهم شکسته شد،احساس سبکی کردم.

بازهم دلم می خواست حرف بزنم، ناگفتنی بسیارداشتم،هنوزدربرگ برگ دفترزندگیم

رازهانهفته است، رازهایی که بی همرازباقی مانده بود.

 

             

 ((کسی که گاهی وقتها، تنهایی بیشترازهرداروئی برایش موثراست))

| $| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 توسط برگ و باد  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  mania ashegh
All Rights Reserved